چنار بعد از اینکه فهمید زمرد میخواد بچه هارو ازش بگیره حسابی قاطی کرد و گفت تو نمیتونی همچین کاری کنی..عمرا بتونی...
زمرد هم گفت حالا میبینیم کی برنده میشه..
خلاصه شب همه خراب شد و همه قاطی کردند.چنار و کرم رفتند در خونه زمرد..کرم از مامانش خیلی شاکی بود.
زمرد به چنار گفت:اومدی اینجا التماسم کنی؟چنارم گفت:عمرا همچین کاری کنم.تو فکر میکنی برنده شدی.ولی بازنه ی اصلی تویی.لاله زن من بود و عاشقش بودم.ولی سرنوشت جدامون کرد.یشیم هم خودت کشتی نه من.تو اگه ا اول تو کله اش فرو میکردی که بره دنبال زندگیش اینجوری نمیشد....
زمرد هم حسابی قاطی میکنه و میگه از خونه من برو بیرون.

کرم رفت سراغ آزرا و بهش گفت تو اگه احتیاج به پول داشتی باید به من میگفتی به جای اینکه تو بازیهای مادرم شریک بشی...خلاصه با هم آشتی کردند...

ریحان و پسرش رفتند تو یه خونه دیگه..اونجا اوکان اومد دل ریحان رو به دست بیاره که یوسف قاطی کرد و نزدیک بود بزنه اوکان و له و لورده کنه...(مرتیکه روانی پرو)

روز دادگاه فرا رسید و همه حسابی کلافه بودند..وکیل زمرد توپراک و چنار رو نا لایق شمرد و گفت اونا صلاحیت نگه داری ندارن.
کرم بر ضد مادرش شهادت داد و گفت ما فقط مادرمون رو شب تا شب می دیدیم.اون اصلا مادر خوبی نیست...
جلسه دادگاه به چند روز بعد موکول شد..
این وسط چنار رفت در خونه آزرا و آزرا هم خجالت کشید و گفت من به دادگاه میام و شهادت میدم.
شرمین هم قرار بود بر ضد زمرد شهادت بده.اما زمرد روز قبل دادگاه بهش پول داد و گفت اگه لو بدی داستانو زندگیتو جهنم میکنم.مجبوری که قبول کنی..اون احمق هم چک رو گرفت.
روز دادگاه اصلی رسید....آزرا که با یه سری دسیسه به دادگاه نرسید و نمیدونست ساعت دادگاه رو و جا موند که خیلی ناراحت شد.
و اما.....دادگاه....
شرمین هیچی رو لو نداد...چنار عصبی شد و حسابی داد و بیداد کرد..اما کثافت پر رو از رو نرفت و دروغ گفت.
قاضی هم به علت نداشتن تعادل روحی توپراک و ورشکستگی چنار بچه ها رو به زمرد سپرد...زمرد هم نیشخندی از خوشحالی زد...
توپراک غش کرد و چنارم با صدای بلند گفت:نههههههههههههههههههههههه
(من موندم این همه شاهد صلاحیت توپراک رو تایید میکنن..اونوقت قاضی اینقدر احمقه که به شهادت یک نفر حکم صادر میکنه...من موندم کارگردان این سریال به خودش چه فکری کرده؟؟؟آخه اینم شد فیلمنامه؟؟؟)